نمایش تبلیغ
 
ساخت وبلاگ
 
مدیریت وبلاگ
 
وبلاگها
 


     

 

هنر رویا بینی

در دو پست قبلي گفتم كه وقتي مشتاقان هنر رويابيني تلويزيون خلاقشون را روشن مي كنند به هر كجا كه بخواهند مي روند و از هرچيزي كه بخواهند مطلع مي شوند و... بنابر آنچه كه گفتيم نتيجه مي گيريم كه هنر رؤيابيني راهي براي تجربه حيطه‏هاي ديگر زندگي است، جهان‏هايي كه در درون و بيرون‏اند. دنياهايي در گذشته و حال و آينده. جهان‏هايي كه بعضي‏شان واقعيت عيني دارند و بعضي ديگر فاقد آن هستند. رؤيا به ما اجازه خروج از محدوده‏هاي زمان و مكان و سفر كردن به زمان‏ها و مكاني ديگر را مي‏دهد. در رؤيا مي‏توانيم خواسته خود را تحقق ببخشيم و اين خواسته‏ها هر چيزي مي‏تواند باشد. تحقق آرزوها در رؤيا مي‏تواند خيلي واقعي‏تر از عملي شدن آنها در اين جهان باشد و نيز ممكن است اين‏طور نباشد. اين بستگي به مهارت رؤيابين دارد. در رؤيا مي‏توانيم همان كاري را بكنيم كه دوست داريم، يا به صورتي خيالي يا به صورت صد در صد واقعي. اگر بخواهيم مي‏توانيم تنها از طريق چشم يا با روح‏مان يا با تماميت وجودمان، با جسم و جان و روح به آن تجربه‏ها وارد شويم. از طريق رؤيابيني امكان برقراري ارتباط و تبادل جريان با ابعاد ديگر هستي و بسياري از موجودات ديگر كه حتي آنها را حدس نمي‏زنيم در اختيار ما قرار مي‏گيرد. مي‏توانيم دريافت‏هاي خود را از جهان‏هاي ديگر به اين جهان بياوريم يا چيزهايي را از اين زندگي به آنجا منتقل كنيم. به واسطه رؤياها گفتگو با بسياري از حيطه‏هاي اسرار و تماس با غيب امكان‏پذير مي‏شود و رابطه مستقيم و هموار براي ارتباط با روح الهي گشوده مي‏شود. خلاصه بايد گفت كه در جهان رؤيا و براي استاد رؤيابيني، انجام هر كاري ممكن است و هيچ كار، نشدني نيست. اين كارها هم مي‏توانند خيلي واقعي باشند و هم خيلي خيالي. از اين ديد، رؤيا راهي است براي تجربه زندگي‏هاي بي‏شمار ديگر كه به موازات زندگي ما در اين جهان، جريان دارند و هنر رؤيابيني شيوه عبور از اين راه و برقراري ارتباط و تجربه اين زندگي‏هاي ديگر است.

     منبع: علوم باطني

 

لینک
پنجشنبه، 19 مهر، 1386 - يگانه جو

     

هنررویابینی

سلام دوستان، يادتون كه در پست قبلي از هنر رويابيني و تمثيل تلويزيون خلاق گفتم و تا اينجا پيش رفتيم كه حتي اين امكان وجود دارد كه شخص وارد داستاني شود و ديگر هرگز از آن خارج نشود و براي هميشه در آن داستان زندگي كند.

وقتي فرد به يك داستان رؤيا وارد مي‏شود همه چيزهاي او مي‏تواند خيلي واقعي يا تنها به صورت مجازي تغيير كند. هويت، شخصيت، توانايي‏ها و ناتواني‏ها، روابط، خاطرات، احساسات و همه بودنِ شخص، قابليت تغيير كردن و دگرگون شدن را داراست. در هر داستان رؤيا امكان اين كه انسان دوباره متولد شود و همان طور متولد شود كه مي‏خواهد، وجود دارد. موجودي با ويژگي‏ها و قابليت‏هاي جديد. مي‏تواند خيلي واقعي‏تر از تجربه‏هاي اين جهاني به آرزوهايش برسد. اگر به يك آرزوي بي‏نهايت جذاب هم رسيد، قادر است تمام جسم خود را هم به آنجا ببرد و براي هميشه در آنجا ساكن شود. مي‏تواند فقط روحش را به درون داستان ببرد و در يكي از قالب‏ها قرار دهد يا فقط تصويرش را به آن جا منتقل كند يا همه زندگي‏اش را. الزامي نيست كه او حتماً به درون داستان برود بلكه مي‏تواند از بيرون هم به تماشاي آن بپردازد. در بالاي اين تلويزيون لوله‏اي مكنده وجود دارد كه اگر او قصد داشته باشد واقعاً به درون داستان برود، بايد سرش را به آن حفره نزديك كند تا او را به درون خود بكشد و به درون داستان بيندازد. اما قبل از رفتن لازم است قصد برگشت را هم همراه خود ببرد چون اگر بدون بليط رفتن برود تضميني براي برگشت آن نيست و ممكن است براي هميشه در آن جا بماند.

 امكانات زيادي در اين تلويزيون خلاق وجود دارد كه به آنچه گفته شد محدود نمي‏شود مثلاً اين تلويزيون هزاران كانال دارد كه وقتي برنامه آنها فعال شود او مي‏تواند از نقاط ديگر هستي، از اخبار و وقايع جهان‏هاي ديگر مطلع شود. كانال‏هاي ديگري هم هستند كه با به كار انداختن آنها مي‏تواند از آينده‏ها، آينده‏هاي مختلف، آينده چيزهاي مختلف و نيز از گذشته‏ها مطلع شود.

ادامه دارد...

منبع: علوم باطني

 

لینک
شنبه، 31 شهريور، 1386 - يگانه جو

     

چيزي در مورد هنر رويا بيني شنيديد؟

در تعليمات روح‏زايي، هنر رؤيابيني مانند بعضي از رشته‏هاي ديگر تعاليم احياء، آنقدر گسترده، عميق، شاخه شاخه و گوناگون است كه ارائه تعريفي فشرده از آن به سادگي امكان‏پذير نيست. بنابراين در اين پست هنر رؤيابيني را تعريف نمي كنم بلكه مي‏كوشم تا در جهت آشناسازي مشتاقان، چشم‏اندازي از هنر رؤيابيني (در روح‏زايي) را ترسيم كنم. در ابتدا براي ارائه تعاليم، به تمثيلي از معلم بزرگ علوم باطني مي‏پردازم. يك بار او درباره هنر رؤيابيني در روح‏زايي اين طور گفت كه هنر رؤيابيني مانند داشتن تلويزيوني خلاق است كه برنامه‏ريزي و كنترل و راهبرد آن در اختيار دارنده آن است. در اين گفتار به طور خلاصه همين موضوع و آنچه در اين بار شنيده‏ام يا فهميده‏ام را تا جايي كه حافظه‏ام ياري مي‏كند، توضيح مي‏دهم. چون اين مطالب (مطلب فعلي و بعضي از مطالبي كه در ادامه اين متن مي‏آيد) غالباً بازنويسي شنيده‏ها است بنابراين انتقال عين مطالب كمي دشوار است.

تصور كنيد تلويزيوني داريم كه مي‏تواند داستان‏هاي ما را هر چه كه باشند به فيلم يا انيميشن تبديل كند. هم‏چنين اگر بخواهيم مي‏توانيم در همه فيلم‏ها و داستان‏ها حضور داشته باشيم و جريان داستان را واقعاً تجربه كنيم. اين تلويزيون قابل برنامه‏ريزي است و برنامه‏ريزي‏اش، داستان‏هايي است كه ما به آن مي‏دهيم. ممكن است درباره هر چيزي باشند. مي‏توانند داستان‏هايي واقعي يا غيرواقعي باشند. براي تلويزيون تفاوتي نمي‏كند، هر دو نوع داستان را براي ما و حداقل در زندگي دروني ما، به تحقق مي‏رساند. اندازه واقعي بودن اين تجربه‏ها نيز تحت كنترل ماست. شدت وقايع مي‏تواند بسيار بيشتر از وقايعي باشد كه در زندگي روزمره خود تجربه مي‏كنيم و طبعاً مي‏تواند كمتر از آن هم باشد. اگر در اين فيلم‏هايي كه شخص به آن وارد شده اتفاق بدي برايش بيفتد واقعاً ناراحت مي‏شود، اگر بدنش زخمي شود واقعاً درد مي‏كشد و از تن‏اش خون مي‏آيد، اگر تجربه‏هاي لذت‏بخشي داشته باشد، جداً لذت مي‏برد. يكي از تفاوت‏هاي اين نوع زندگي آن است كه شخص مي‏تواند اثراتي را كم و زياد كند يا وقايع را به عقب ببرد و به شكل ديگري شروع كند. مي‏تواند صدها سال زندگي را بدون آن كه ظاهراً سرعت آن تغيير كند در چند لحظه با جزئيات كامل تجربه كند. بعد از تجربه هر داستان و در واقع هر قطعه از زندگي، يا يك زندگي طولاني، در زمان كوتاه اين امكان وجود دارد كه از داستان خارج شود اما مي‏تواند هنوز هم شخصيت و تأثيرات درون فيلم را در خود حفظ كند. يا اين كه از همه آنها تخليه شود. حتي اين امكان وجود دارد كه شخص وارد داستاني شود و ديگر هرگز از آن خارج نشود و براي هميشه در آن داستان زندگي كند.

ادامه دارد...

منبع: علوم باطني

لینک
پنجشنبه، 22 شهريور، 1386 - يگانه جو

     

اما كسانی كه این پدیده را تجربه ‌می‌كنند چه كسانی هستند؟

 واما پدیدۀ ایندیا، يكي از پديده هاي ‌ خیلی نادر است كه در بین بسیاری از فرهنگ‌ها و اقوام مختلف مشاهده شده است. این پدیده بیشتر در میان افراد مقدس، شمن‌ها و سایکیک‌ها دیده شده است. با وجودی كه علم ثابت كرده كه اگر انسان به طور عادی غذا نخورد و آب ننوشد پس از مدتی كوتاه خواهد مرد اما عجیب است كه این انسان‌ها توانسته‌اند بدون مصرف آب و غذا زنده بمانند. به تازگی یک دانشمند آلمانی نیز به مدت چهار سال جز آب میوه، چیز دیگری نخورده و ادعا کرده است كه با نیرو و انرژی نور و ترکیبات آبی موجود در آب میوه‌های مختلف می‌توان زنده ماند و نیازی به غذا نداشت . دکتر وارنر متخصص سرطان، کتابی را تحت عنوان «زندگی با انرژی نورانی» نوشته است. او نیز اعتقاد دارد می‌توان با انرژی نورانی زنده ماند و چیزی نخورد.

اما كسانی كه این پدیده را تجربه ‌می‌كنند چه كسانی هستند؟ شاید اینان از آیات و نشانه‌های خداوند بر روی زمین باشند تا ما را به یاد عظمت و قدرت آن قادر متعال و بی‌همتایی آن یکتا بیاندازند. گویی قصدی در پشت این اتفاقات عجیب وجود دارد كه به این بهانه خود را جلوه‌گر می‌سازد. قصد متجلّی شدن گوشه‌ای از تجلیات گوناگون و عجیب و باورنكردنی روح خدا. و ایندیا تنها پدیده‌ا‌ی نیست كه در محقق شدن این قصد وجود دارد. باشد تا بتوانیم در آیات و نشانه‌های خداوند تأمل و تفکر نموده و با مشاهده قدرتش، سر تسلیم و تعظیم در مقابلش فرود آوریم.

چقدر عالي بود كه ما هم كمي به نور و نوراني بودن خيره بوديم و متوجه، تا شايد متوجه آيات و نشانه هاي نوراني خداوند در اطرافمان مي شديم.

منبع: نشريه علوم باطني

 

 

لینک
دوشنبه، 5 شهريور، 1386 - يگانه جو

     

می‌خواهم ثابت کنم که انسان چیزی جز روحش نیست.

زنی اهل هند به نام گیری بالا گفته است: «از سن 12 سالگی مدت 56 سال نه غذایی خورده‌ام و نه چیزی نوشیده‌ام». او می‌گفت زمانی که کودک بوده همه او را به علت پرخوری کتک می‌زدند او هم گریه می‌کرده و از خداوند کمک می‌طلبیده تا کمکش کند كه بر پرخوری‌اش غلبه  نماید. روزی در آن حال فردی مقدس و روحانی را می‌بیند كه به اوگفته: «کوچولوی عزیز من، من معلمی هستم كه از جانب خداوند فرستاده شده‌ام تا دعای تو را اجابت نمایم. از امروز دیگر بدن تو با اتم‌های نورانی و با جریان بی‌کران هستی شارژ می‌شود و دیگر نیازی به غذا نداری.» طبق گفتۀ گیری، آن فرد مقدس به او تکنیکی خاص شامل مانترا و تمرینات تنفسی یاد ‌داده تا او بتواند به انرژی پرانا دست پیدا کند.  گیری بالا می‌گفت: «می‌خواهم ثابت کنم که انسان چیزی جز روحش نیست و نشان دهم انسان می‌تواند با قرار گرفتن در مسیر الهی به آرامی ‌بیاموزد که چگونه با نور درونی خود زندگی کند و نیازی به غذا خوردن نداشته باشد.»

منبع: نشريه علوم باطني

 

 

لینک
يكشنبه، 28 مرداد، 1386 - يگانه جو